Archive for خبر

برگزاری کارگاه آموزشی خاطره نویسی زنان

گروه مطالعات زنان انجمن جامعه شناسی ایران و کتابخانه صدیقه دولت آبادی برگزار می کنند

khatere_nevisi_workshop

نشست گروه مطالعات زنان در دومین همایش ملی «پژوهش های علمی و فرهنگی در ایران»

نشست گروه مطالعات زنان در دومین همایش ملی «پژوهش های علمی و فرهنگی در ایران»، با عنوان «پژوهش زنان و فرهنگ» به تاریخ چهارشنبه 6 دی ماه 1391، ساعت 15:30-13:30 برگزار شد. سخنرانان این نشست دکتر شهلا اعزازی، دکتر نیره توکلی، خانم شهلا لاهیجی و خانم آمنه شیرافکن بودند.

سخنرانی ها را در اینجا می توانید بشنوید. دکتر شیوا دولت آبادی مدیر این نشست بود.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

dovvomin_neshast

ﭘﮋوﻫﺶ زﻧﺎن

ﻣﺪﯾﺮ ﻧﺸﺴﺖ: دﮐﺘﺮ ﺷﯿﻮا دوﻟﺖ آﺑﺎدي

ﺳﺨﻨﺮاﻧﺎن:

  1. دﮐﺘﺮ ﺷﻬﻼ اﻋﺰازي(ﻣﺪﯾﺮ ﮔﺮوه ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت زﻧﺎن اﻧﺠﻤﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﯽ اﯾﺮان): ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻣﺤﺘﻮاي ﮐﺘﺎبﻫﺎي اﻧﺘﺸﺎر ﯾﺎﻓﺘﻪ در ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت زﻧﺎن
  2. دﮐﺘﺮ ﻧﯿﺮه ﺗﻮﮐﻠﯽ(ﻣﺪﯾﺮ ﮐﺎرﮔﺮوه ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﻫﻨﺮ و ادﺑﯿﺎت و ﻋﻀﻮ ﮔﺮوه ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت زﻧﺎن اﻧﺠﻤﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﯽ): آﯾﺎ زﻧﺎن اﯾﺮاﻧﯽ ﻏﯿﺮ ﻓﺎرﺳﯽ زﺑﺎن ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎن ﻣﻮﻓﻖ ﺗﺮي از ﻣﺮدان اﯾﺮاﻧﯽ در ﺷﺮاﯾﻂ ﻣﺸﺎﺑﻪ اﻧﺪ؟
  3. آﻣﻨﻪ ﺷﯿﺮ اﻓﮑﻦ(روزﻧﺎﻣﻪ ﻧﮕﺎر): ﮔﺰارﺷﯽ از وﺿﻌﯿﺖ روزﻧﺎﻣﻪ ﻧﮕﺎري زﻧﺎن در دﻫﻪ اﺧﯿﺮ
  4. دﮐﺘﺮ ﺷﻬﻼ ﻻﻫﯿﺠﯽ(ﻣﺪﯾﺮ اﻧﺘﺸﺎرات روﺷﻨﮕﺮان و ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت زﻧﺎن): ﻣﺸﮑﻼت ﻧﺸﺮ ﮐﺘﺎب در ﺣﻮزه ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت زﻧﺎن

گزارش هشتمین دوره اهدای تندیس صدیقه دولت آبادی

مریم میرزانژاد


فاطمه کریمی در حال دریافت تندیس و تقدیرنامه

عصر روز چهارشنبه ۱۵ شهریور، تعدادی از فعالان حوزۀ مطالعات زنان میهمان شیوا دولت آبادی بودند تا هشتمین دورۀ اهدای تندیس صدیقه دولت آبادی در حوزۀ مطالعات زنان را برگزار کنند. تندیس این دوره به دو کتاب تراژدی تن اثر فاطمه کریمی، سفر دانه به گل اثر، مریم عاملی رضائی اهدا شد و از کتاب امر وانموده اثر آتوسا راوش نیز تقدیر به عمل آمد. هر سه این کتاب ها در سال ۱۳۸۹ انتشار یافته اند و در ۱۳۹۰ داوری شدند. اما اهدای تندیس طی مراسم به دلایل متفاوت و بارها به تعویق افتاد.


مریم رضائی با تندیس و تقدیرنامه

در این مراسم اعضای کتابخانه صدیقه دولت آبادی، هیئت داوران تندیس صدیقه دولت آبادی، و جمعی از زنان فعال در حوزه مطالعات زنان حضور داشتند. ناهید توسلی، مسرت امیر ابراهیمی، زیبا جلالی و… از میهمانان این مراسم بودند.


آتوسا راوش در حال دریافت تقدیرنامه

در ابتدا دو کلیپ ویدوئویی از دو برنده تندیس این دوره، فاطمه کریمی و مریم عاملی رضائی، پخش شد و آتوسا راوش هم از تجربه نگارش کتاب خود صحبت کرد.

پس از آن شیوا دولت آبادی، عضو هیئت امنای کتابخانه صدیقه دولت آیادی، با بیان تاریخچۀ کوتاهی از تاسیس کتابخانه و کار آن در این سالها تا هنگام تعطیلی آن، یاد صدیقه دولت آبادی را نیز گرامی داشت.

هر چند شهلا اعزازی از غایبان مراسم بود، اما در تماسی تلفنی گفتگویی کوتاه با میهمانان داشت و به برگزیدگان کتاب تبریک گفت.
سپس، طبق برنامه، فیروزه مهاجر عضو هیئت امنای کتابخانه و هیئت داوران تندیس، دربارۀ تندیس، کتابخانه مجازی و صفحۀ فیس بوک کتابخانه صحبت کرد. او گفت، مراسم تندیس را از همان سال 1383 که کتابخانه صدیقه دولت آبادی تاسیس شد هر سال در 8 مارس و در همان روز تاسیس کتابخانه ی یکی دو روز دیرتر برگزار می کردیم. اما با پلمب شدن کتابخانه در اردیبهشت 1389، باید دربارۀ ادامه یا عدم ادامۀ کارمان، یعنی جایزه دادن به کتاب های حوزۀ مطالعات زنان و همچنین ادبیات زنان که از 1387 آن را هم به برنامه تندیس اضافه کرده بودیم، تصمیم می گرفتیم. بالاخره هم تصمیم گرفتیم مطالعات زنان را ادامه بدهیم. اما نداشتن یک فضای واقعی ثابت تا امروز امکان اینکه مراسم را در 8 مارس برگزار کنیم از ما گرفته است. در ضمن، پلمب شدن کتابخانه باعث شد که هیئت امنا تصمیم به راه اندازی یک صفحه فیس بوک و همچنین کتابخانه مجازی صدیقه دولت آبادی بگیرد که فعلا هردوی اینها فعال است. هرچند کتابخانۀ مجازی ما هنوز مشکلاتی دارد که باید حل شود. برای حل این مشکلات از دوستان می خواهیم اگر تجربه هایی در این زمینه ها دارند و علاقمند به همکاری با کتابخانه هستند به ما اطلاع بدهند.

کتابخانه مجازی قرار است هم بخشی از تجربۀ فعالان این حوزه را مستند کند، و این هم به درد محققانی می خورد که بخواهند در مورد این دوره تحقیق کنند و هم به هرحال گوشه ای از فعالیت های ما را برای آینده ثبت می کند. هم اینکه وقتی تصمیم به ادامۀ کار تندیس صدیقه دولت آبادی گرفتیم مکانی برای ثبت و انتشار اخبار مربوط به آن می خواستیم. کمال مطلوب این بود که، کتابخانه ای مجازی شبیه به کتابخانۀ اصلی خودمان درست کنیم. اما، انتشار اینترنتی کتاب هایی که آخرین تاریخ انتشارشان از سی سال کم تر باشد طبق قانون ممنوع است، مگر با موافقت ناشر و نویسنده. برندۀ تندیس دورۀ هفتم، زنانی که زیر مقنعه کلاهداری می کردند، تالیف دکتر منصوره اتحادیه، بود که چون خود او هم مؤلف و هم ناشر اثر بود اجازه داد کتاب را روی سایت کتابخانه بگذاریم. این یک امکان خیلی خوب بود. خواهش مان از دوستان این است که اگر کتابی یا سندی در اختیار دارند که مربوط به زنان است و با توجه به ضوابطی که گفته شد انتشار اینترنتی آن بلامانع است به ما قرض بدهند تا برای استفادۀ عموم روی سایت و صفحۀ فیس بوک کتابخانه بگذاریم. غیر از آن، لطفا اگر مایل به همکاری با کتابخانۀ مجازی، یا هیئت داوران تندیس، هستید به ما اطلاع بدهید.

نیره توکلی از داوران هشتمین دورۀ جایزۀ تندیس با بیان این که تندیس صدیقه دولت آبادی تنها جایزه ای است که زن ها به زن ها می دهند گفت: در جامعۀ ما یا مجال حرف زدن به زنان داده نمی شود یا اگر قرار است آثارشان بررسی شود در چارچوب معیارهای پدر سالارانه بررسی می شود. هر چند نمی خواهم همۀ جایزه هایی را که داده می شود نفی کنم، اما معمولا معیارهایی در نظر گرفته می شود که تندیس صدیقه دولت آبادی را از آنها متفاوت می کند. نیره توکلی در ادامه گفت: مهمترین کاری که می توانیم انجام بدهیم این است که کارهایی که زن ها برای زن ها انجام دادند مورد تقدیر قرار گیرد. ما خوشحال بودیم که کتابهای امسال کتابهای بهتری بودند، تعداد کتاب هایی که در سالهای قبل کاندیدا می شدند بسیار کمتر بود، اما امسال خوشبختانه این سه کتاب هر کدام به نحوی نشان دهندۀ رشد فکری زنان بود یکی از جنبۀ تئوریک یکی از جنبۀ عملی و دیگری هم از جنبۀ تاریخی. واقعا به همین دلیل جایزۀ تندیس صدیقه دولت آبادی را باید حفظ کرد.

ما مشکلات زیادی داریم. همین که الان خانم دولت آبادی خانه خود را در اختیار ما قرار دادند نشان دهندۀ محدودیت های مان در برگزاری مراسم است. هرچند اسم ایشان به نوعی با تندیس صدیقه دولت آبادی گره خورده، اما به هر حال ما برای خیلی چیزها نیاز به کمک داریم. عمده تر از همه کمک فکری، مثل حضور نیروهای جدید در داوری و تقویت این کار. کتابخانه ای که با خون دل تشکیل شده بود و مایۀ امید بود، ولی همان هم بسته شد و از ما گرفته شد. اما به همین شکل ادامه خواهیم داد با داوران جدید و فکر های جدید.

زیبا جلالی ناشر هم از شرکت کنندگان در این میزگرد بود. وی بیان داشت: این مراسم با وجود این که در جایی محدود برگزار شد برای تک تک ما جای دلگرمی و امید دارد که به هر حال یک استمراری را در فعالیت زنان و بخش مکتوب زنان ببینیم. اولین جلسه اش را به یاد می آورم که در زیر زمینی تشکیل شد که محل اولیۀ کتابخانه صدیقه دولت آبادی بود و همه دوستان آنجا دور هم جمع شدند و روزی بسیار فراموش نشدنی بود، بخصوص برای من که مصادف بود با اولین هدیه به اولین کتابی که در حوزۀ مطالعات زنان چاپ کردم. کتاب خانم مشیر زاده بود. که جا دارد در این جا از خانم مشیر زاده هم تشکر کنم و یاد آن لحظات و کسانی را که این کتاب خانه را بنیان گذاشتند زنده کنم. به هر حال آغازی سمبلیک و یک تشویق و محرک سازنده برای ادامۀ انتشار کتاب های مطالعات زنان بود. بیشتر کتابهایی که در این حوزه منتشر کردیم جایزه گرفتند و الان شاهدم که نسلی از نویسنده های جوان این راه را ادامه می دهند. فکر می کنم این حرکت سبب این خلاقیت ها و ایجاد کتاب های این حوزه شده است. وی در ادامۀ سخنان خود گفت: الان همۀ ما در شرایط حاشیه ای به بقایمان ادامه می دهیم. یکی پلمپ می شود و به طور مجازی به بقای خود ادامه می دهد، یکی کتابش پس از انتشار مورد بی مهری قرار می گیرد. خیلی از کتاب های خودم مجوز انتشار نگرفت. همه این ها موجب حاشیه ای شدن کار ما می شود. ما چه باید بکنیم؟ فکر می کنم نباید نگرانی داشته باشیم فعلن برای اینکه مجازی هستیم، مهم این است که هستیم، همۀ ما با یک درد مشترک راه می رویم و ادامه می دهیم. زیبا جلالی ادامه داد، پس از مدتها که به ارشاد رفتم، گفتند شما هنوز هستید؟ کار می کنید؟ خودشان هم می دانند که همین که هستیم جای امید دارد. مهمتر از همه این است که در کنار هم باشیم و کمی تنوع در راه ها و گرایشها ایجاد کنیم. چون در این شرایط هم لازم است که جمع های زنان فراگیر تر باشد و افراد متنوع را در برگیرد. زیبا جلالی در ضمن پیشنهاد کرد که تندیس به کتاب های ترجمه هم تعلق بگیرد.

نسترن موسوی، از داوران تندیس صدیقه دولت آبادی، در این میزگرد با بیان دغدغه اش دربارۀ وضعیت رشتۀ مطالعات زنان گفت: چیزی نگرانم کرده و بر مبنای آن پیشنهادی هم دارم، آنچه که نگرانم کرده بیشتر مسیری است که رشتۀ مطالعات زنان در دانشگاه ها دارد برایش اتفاق می افتد. شماری از کتابها و درسهای این رشته چندان تغییر يافتهاند که چشم انداز مطلوبی را نشان نمیدهند. چه بسا واحدهای حذف شده یا به طور کلی رویکرد متفاوت که در پیش گرفته شده است سبب شود کسانی که از این پس در دانشگاهها در حوزۀ مطالعات «زنان و خانواده» تربیت میشوند به اندازهی فارغالتحصیلان پيشین در امور جاری زنان حساسیتهای لازم را نداشته باشند. نگرانی آن است که فارغ تحصیلانی که 4 سال پیش آموزش دیدند و امروز توانستند کمابیش کتابهایی را تولید کنند که میبینید، دیگر تربیت نشوند. و این موضوعی است که باید به آن فکر کرد. پیشنهاد من، یکی این است که ما در صورت امکان زمینه ای را برای آن نوع آموزش هایی که در دانشگاه دست نمیدهد، فراهم کنیم. مطالعات زنان، رشته ای دانشگاهی شمرده میشود و به اين معنا با ادبیات داستانی تفاوت دارد، يعنی لزوما متکی به خلاقیت فردی نیست بلکه باید درس خواند و آموخت و تحقیق کرد. حالا که جنبههایی از این آموزش، آن طور که در همه جا عموما مرسوم است، دارد محدود میشود تبعا تکمیل واحدهای درسی کنونی، از راههای آموزشی دیگر، الزامآور می نماید. امیدوارم یکی از خدماتی که سایت کتابخانه بتواند انجام دهد ارائهی درسگفتارهایی در این خصوص باشد.

نکتۀ دیگر آن که چیزی که در این میان از قلم می افتد، مقاله است. چرا مقاله را پیش می کشم؟ دوستانی هستند که مقاله نویس اند و لزوما نوشتههای خود را به شکل کتاب انتشار نمیدهند. در عین حال، در مطبوعات یا نشریههای تخصصی هم نمی توانند چاپ کنند يا چاپ میکنند ولی چندان به چشم نمیآید. بنابراین شاید بشود در این مورد هم کاری انجام داد و بخشی از کار را به بررسی تک مقالهها اختصاص داد. البته میدانم که این کار مستلزم داشتن نیرو است و در این شرایط چه بسا دعوت از کسانی برای گردآوری و انجام دادن این داوری چندان آسان نباشد.

فاطمه کریمی، نویسنده جوان کتاب تراژدی تن نیز در پایان نکات مهمی را با تکیه به تحربیات خودش بیان داشت. او گفت: می خواهم به عنوان کسی که در مرکز نبودم، و در یکی از شهر های حاشیه ای ایران شروع به کار کردم حرف بزنم، می خواهم از تجربیات خودم حرف بزنم، برای کسی مثل من که شروع به کار پژوهشی می کند همه چیز در شرایط بسیار محدود تر آغاز می شود. من تقریبا هیچ رابطه ای با جمع زنان دیگر اندیش نداشتم، دسترسی به کتاب نداشتم، البته تحصیل در دانشگاه علامه و آشنایی با اساتیدی مانند دکتر اعزازی به من کمک کرد تا تجربیاتم را به عنوان دغدغه ام مطرح کنم و آن را به کتاب تبدیل کنم. اما، می خواهم بگویم ما برای دیده شدن به محدودیت های مضاعفی دچار هستیم و از همه انتظار دارم فرصت دیده شدن را برای نویسندگان زنی که در حاشیه قرار گرفته اند فراهم کنند، تا انگیزه برای پژوهش و پرداختن به مسائل زنان در حاشیه ایجاد شود. ما به همدلی زنانه نسبت به زنان قومیت ها و فضای بیشتر احتیاج داریم.البته، من فکر می کنم خود زنان اقوام باید مسائل شان را مطرح کنند، چرا که زنان جریان اصلی ممکن است نتوانند موقعیت آنها را دریابند و درک کنند.

دوستانی که در مطبوعات هستند، در دانشگاه ها هستند، باید این کتابها را معرفی کنند یا هدیه کنند به هر شکل، یا بسته اش کنیم به این ور و آن ور بفرستیم.

ناهید توسلی هم پیشنهاد کرد، کتابهای برنده شده را در مجلۀ ماه آیندۀ نافه معرفی کنیم. همچنین، در حوزۀ زنان هرکس هر کتابی دارد دو نسخه به نشانی مجله بفرستد تا در مجلۀ نافه معرفی شود.

نیره توکلی در جمع بندی میزگرد گفت: خواهش می کنیم کمک کنید تا کتابهایی را که مجوز دارند روی سایت قرار دهیم. دوم این که مقاله بفرستید، باید کار کنیم. نباید همه چیز به امروز ختم شود، جلسات داوران به زودی برگزار می شود، سالی یک بار هم جلسه عمومی برگزار کنیم.

پس از آن نرگس طیبات، عضو هیئت امنای کتابخانه و هیئت داوران تندیس، گزارش روند داوری کتابها را که شهلا اعزازی تهیه کرده بود خواند.

در پایان این مراسم نیز تندیس صدیقه دولت آبادی به برندگان، فاطمه کریمی و مریم عاملی رضائی، اهدا شد و هیئت داوران تندیس از خانم آتوسا داروش با اهدای تقدیرنامه ای به ایشان سپاسگزاری کردند.

عکس‌هایی از مراسم

مریم عاملی رضایی و صحبت در مورد کتابش

تماس با ما: zananlibrary@gmail.com

خلاصه‌ای از بحث ختنه زنان به بهانه کتاب تراژدی تن

فاطمه کریمی

در همه جوامع بشری از دیرباز روش های مختلفی به منظور خشونت علیه زنان و کنترل بدن زنان به علل گوناگون به کار گرفته شده است. بسیاری از این روش های اعمال خشونت بر علیه زنان، «نهادینه» شده و گاهی نیز این روشها به صورت سنت درآمده و قداست یافته اند. یکی از مهمترین این نوع خشونت ها، «ختنه زنان» یا عمل «قطع آلت تناسلی زنان» است.

قطع آلت تناسلی زنان یکی از مسائلی است که در دو دهه اخیر از سوی مجامع ملی و بین المللی مورد توجه قرار گرفته است. ریشه ها و علل بروز این پدیده در تمامی جوامع بشری به دور از در نظر گرفتن نوع سیستم حکومتی که در جای خود می تواند نقش مؤثری ایفا کند برخواسته از فرهنگ و مناسبات حاکم بر جامعه است.

 در آوریل ۱۹۷۹، بحث قطع آلت تناسلی زنان وارد مباحث سازمان ملل شد و لزوم توجه به مناطقی که این عمل در آن به اجرا در می آید، در دستور کار سازمان ملل قرار گرفت. از این تاریخ به بعد، بحث ختنه زنان به سرعت در سطح ملی و بین المللی گسترش یافت و بر ضرورت جلوگیری از این عمل با بهره گیری از آموزش عمومی مردان و زنان، اعضای سازمان های بهداشتی و رهبران اجتماعات محلی تأکید شد.

 طی عمل مذکور، طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی، بخش هایی از آلت تناسلی زنان (کلیتوریس، لب های کوچک و بزرگ) به دلایل مختلف غیر پزشکی قطع یا بریده می شود.

دلایل مختلفی از قبیل ورود به بزرگسالی، کاهش میل جنسی، پیشگیری از انتقال بیماریهای جنسی، نظافت و… برای انجام عمل قطع آلت تناسلی زنان عنوان شد اما دلیلی که بیشتر بر روی آن تأکید شده، کاهش میل جنسی زنان است.

روشن است که عمل قطع آلت تناسلي زنان به ويژه قطع كليتوريس بر بهداشت جنسی و باروری زنان اثری منفی دارد. آثار روانی از قبیل ترس، کابوس، اضطراب و… ناشی از این عمل و ضایعات ایجاد شده در اندام های تناسلی زنانه بسیار عمیق بوده و در اغلب موارد غیرقابل جبران است. کلیتوریس کلیدی است برای ایجاد عملکرد طبیعی تمایلات جنسی زنان و قطع آن موجب سرد شدن روابط جنسی، نداشتن ارگاسم، آمیزش دردناک و… می شود. با روشن شدن مضراتعمل قطع آلت تناسلي زنان و مسائل مختلفی که زنان طی این عمل با آن روبرو می شوند و همچنین فهم و درک تجربه زنان طی عمل مذکور، اهمیت و ضرورت بررسی این مسئله آشکار می شود.

طبق گزارشاتی که در سال ۲۰۰۱ توسط یونیسف انتشار یافت، عنوان شده است که اصل و منشاء این عمل ناشناخته است، آغاز آن به قبل از اسلام و مسیحیت بر می گردد، در هیچ یک از کتب مقدس (تورات، انجیل و قرآن) ذکری از این عمل به میان نیامده است، با این وجود، عمل مذکور، در بین مذاهب، فرهنگ ها و قومیت های مختلف رواج دارد.

آمارها همچنین حاکی از آن است که در حدود ۱۳۰ تا ۱۶۰ میلیون زن و دختر در این کشورها دستخوش چنین ستمی شده اند، سالانه 2 میلیون نفر دیگر در معرض روبرو شدن با اين عمل قرار دارند و روزانه ۶۰۰۰ نفر به این آمارها اضافه می شوند.

در هیچ یک از گزارش های انتشار یافته از سوی سازمان های بین المللی اشاره ای به ختنه زنان در ایران نشده است و این مسئله از سوی بسیاری از فعالین اجتماعی پنهان بود. در چنین شرایطی کتاب تراژدی تن، حاصل پژوهشی است که با هدف شکستن سکوت از عمل قطع آلت تناسلی زنان و روشن ساختن زوایای پنهان این پدیده نگاشته شده است و در آن به بررسی تجربه زیسته زنانی که تحت عمل فوق قرار گرفته اند، پرداخته است. پژوهش فوق در شهرستان پاوه واقع در استان کرمانشاه در خلال سال های ۱۳۸۸ – ۱۳۸۶ صورت گرفته است.