Archive for بررسی

گزارش گروه داوری تندیس صدیقه دولت آبادی ۱۳۹۲

کتابخانه صدیقه دولت آبادی در سال ۱۳۸۳ تاسیس شد. یکی از فعالیت های کتابخانه از آغاز انتخاب بهترین کتابی بود که در حوزه مطالعات زنان در ایران تالیف شده است. هدف از اهدا تندیس در وحله نخست تشویق نویسندگانی بود که در این حوزه فعالیت داشتند و در عین حال معرفی و توصیه کتاب برای خوانندگان مختلف. با وجود تغییرات اجتماعی که در این ده سال رخ داد انتخاب کتاب برگزیده سال و اهدا تندیس که در مواردی با مشکلاتی نیز مواجه بود به کار خود ادامه داد و تبدیل به نهادی برای کتاب های پژوهش و مطالعات زنان شد. در ده سال گذشته تغییراتی در مورد انتشار کتاب از لحاظ تعداد و محتوا مشاهده می شود. در سال های اولیه تعداد کتاب های مورد بررسی زیاد بودند و داوری زمانی طولانی را به خود اختصاص می داد و داوران متعددی در حوزه های مختلف فعالیت داشتند. بتدریج با کاهش تعداد کتاب ها و شباهت عناوین مواجه شدیم. کیفیت نیز در سال های مختلف متفاوت بود به نوعی که در سال هایی امکان گزینش بهترین کتاب برای دریافت تندیس وجود نداشت و تنها با ارائه لیستی از کتاب های قابل تقدیر اکتفا می شد.

در سال 1392 که گروه داوری به بررسی کتاب های انتشار یافته در1391 می پرداخت با کاهش بسیار زیاد کتاب در زمینه زنان رو به رو بودیم. در مجموع 20 کتاب در این حوزه قرار می گرفت که پس از گزینش اولیه تعداد آن ها به 14 عدد رسید. با توجه به تعداد کم کتاب و هم چنین مشکلاتی که برای حضور داوران در جلسات داوری وجود داشت تصمیم گرفته شد که هسته اصلی داوری متشکل از سه داور ایجاد شود و سپس بر اساس موضوع هر کتاب به داور متخصص آن حوزه ارجاع شود و نتیجه داوری کتبا ارسال گردد. با توجه به تنوع اندک کتاب ها به داوران متعددی نیز نیاز نبود. امسال تنها از لطف یک داور بیرونی برخوردار شدیم، خانم منیژه نجم عراقی که دو کتاب معرفت شناسی را بررسی کردند. مانند دوره های قبل اگر کتابی دو داوری منفی کسب می کرد از دایره گزینش خارج می شد. در نهایت در سال 92 کتابی جهت اهدای تندیس مورد گزینش قرار نگرفت و تنها به ارائه لیستی از چند کتاب قابل توصیه اکتفا می شود.

در این سال هیچ کتابی برای دریافت تندیس انتخاب نشد اما با توجه به این که تندیس دهمین سال خود را می گذراند با توجه به نظر هیئت امنا و هم چنین داوران اهدا تندیس صورت خواهد گرفت و نه به بهترین کتاب سال گذشته بلکه به پژوهشگری که سال ها برای تالیف مسایل زنان وقت گذاشته است.

گذشته از تغییر در شیوه داوری، با توجه به دسته بندی کتاب هایی که در این سال ها مورد بررسی قرار گرفتند تصمیم به ارائه بحثی کوتاه در مورد هر دسته بندی به طور جداگانه شد. اولین گروهی که در سال های اخیر بسیار به چاپ رسیده اند مقوله زندگینامه ها و خاطرات زنان است، گروه دیگر کتاب هایی در زمینه خانواده و مسایل آن، و گروه سوم کتاب هایی با دید نظری در ارتباط با مسایل زنان. توضیح هایی در هر یک از مقولات زیر در این جلسه ارائه خواهد شد.

کتاب های قابل توصیه در سال گذشته عبارتند از :

  1. با مادرم همراه: زندگینامه خودنوشت، سیمین بهبهانی. تهران: سخن
  2. چشم در برابر چشم: زندگی و خاطرات، بر اساس روایت شفاهی آمنه بهرامی نوا، به قلم مهدی سجودی. تهران: انتشارات مهراندیش
  3. از عشق تا طلاق: تاملاتی در چالش های زندگی خانواده ایرانی، خاطره بهفر. تهران: انتشارات کویر
  4. ایمان به مثابه عمل: رهیافتی معرفت شناسانه به الهیات فمینیستی، نوشته سیده زهرا مبلغ. تهران: نشر علم

گروه داوران تندیس – 13 اسفند 1392

فهرست کتاب های داوری تندیس 1392- تالیف 1391

خانواده

1.جامعه شناسی تاریخی ازدواج، دکتر محمد مهدی لبیبی، لیلا حیدری ورنامخواستی. تهران: نشر علم

2.از عشق تا طلاق: تاملاتی در چالش های زندگی خانواده ایرانی، خاطره بهفر. تهران: انتشارات کویر

3. توانمندسازی زوجین برای زندگی بهتر: برنامه ها و راهبردها، دکتر فرشته پورمحسنی کلوری. تهران: انتشارات بعثت

4. زن و خانواده (در دو جلد)، مقاله های نشست اندیشه های راهبردی دیماه 1390. تهران: پیام عدالت

زندگی نامه/خاطرات

5. حکایت یک زن در زیر و بم روزگار: زندگی نامه عزت السلطنه نظام مافی (فرمان فرمایان)، منصوره اتحادیه (نظام مافی) و بهمن فرمان. تهران: نشر تاریخ ایران

6. خاطرات ایران ترابی، خاطره نگار شیوا سجادی. تهران: دفتر ادبیات و هنر مقاومت

7. با مادرم همراه: زندگینامه خودنوشت، سیمین بهبهانی. تهران: سخن

8. چشم در برابر چشم: زندگی و خاطرات، بر اساس روایت شفاهی آمنه بهرامی نوا، به قلم مهدی سجودی. تهران: انتشارات مهراندیش

9. پا به پای سرو، نوشته عفت مرعشی، به اهتمام سیدعلی مرعشی. تهران: دفتر نشر معارف اسلامی

10. خاطرات تاج الملوک: در گفت و گو با ملیحه خسروداد، تورج انصاری، محمودعلی باتمانقلیچ، ویراسته مصطفی اسلامیه. تهران: نیلوفر [متن کامل این کتاب در 480 صفحه تحت عنوان خاطرات ملکه پهلوی: تاج الملوک پهلوی (همسر اول رضا شاه، مادر محمدرضا شاه پهلوی) را بنیاد تاریخ شفاهی (معاصر) ایران، نیویرک: نیما، 1380 منتشر کرده است، و گویا همزمان توسط این ناشر هم که اسمش به آفرین است در ایران منتشر شده. نسخه ما چاپ 1393 است! که نوشته چاپ پنجم کتاب. اما نسخه ای در 135 صفحه که در سال 1391 با ویرایش م. اسلامیه منتشر شده است شامل دو بخش خاطرات می شود، یکی رابطه با انگلیسی ها و دوم روابط به اصطلاح درباری. چون در عین تکراری بودن از هر لحاظ با کتاب اصلی فرق دارد جزو این لیست آوردیم.]

حجاب

11. مساله حجاب در غرب (بررسی حقوقی و جامعه شناختی)، نوشته دکتر علی غلامی. تهران: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، دانشگاه امام صادق.

بررسی تاریخی

12. ارزش و مقام زن در ایران باستان، نوشته دکتر یونس وحدتی هلان. تبریز: اختر

زن در اسلام

13. مطالعه تطبيقي جايگاه زن در جاهليت، قرآن و سنت. نوشته مريم مشهدي علي پور. تهران: اميركبير

زنان در توسعه

14. نقش پنهان زنان در توسعه كشورهاي عربي. فريبا ركني. تهران: نوآور – پرسيا

حوزه نظری

15. معرفت شناسی فمینیستی از دیدگاه لیندا مارتین آلکوف، نوشته مریم روایی. تهران: روشنگران و مطالعات زنان

16. ایمان به مثابه عمل: رهیافتی معرفت شناسانه به الهیات فمینیستی، نوشته سیده زهرا مبلغ. تهران: نشر علم

17. در برزخ تساوی: نگاهی به روند و تاثیرات جنبش اجتماعی زنان، منصوره اشرافی. تهران: نشر شور آفرین [با خود نویسنده تماس گرفتیم، مجبور شده کتابش را خارج از کشور چاپ کند. ]

زنان و دفاع مقدس

18. آسمان: ستاری به روایت همسر شهید، نوشته لعیا رواق زاده. تهران: انتشارات روایت فتح

19. دخترم ناهید، نوشته حسین علی جعفری. تهران: انتشارات روایت فتح

20. مادران: فرشته ها حواسشان جمع است، شهیدان غیاثوند به روایت مادر، نوشته نجمه کتابچی. تهران: انتشارات روایت فتح

تاریخ عفونت یا عفونت تاریخی از زیر قلم بنفشه حجازی

نویسنده: ناهید میرحاج

درباره بنفشه حجازی می شود چند رقم نوشت و کارهای او را ستایش یا نقد کرد. او زنی از میان ماست که به طور خستگی ناپذیر کار کرده است. در عرصه های مختلف مانند شعر، رمان، و مهمتر از همه در حوزه زنان. کارنامه پرباری دارد که با یک کلیک در فضای مجازی می توان با فهرست کتابشناسی و مقاله شناسی کارهایش آشنا شد. پس نمی خواهم دراین باره بنویسم که او چقدر کار کرده است و چقدر پیگیر این کارها بوده است. چیزی را که می خواهم در این مقاله کوتاه به آن اشاره کنم، کمی زاویه دید و قلمم را متفاوت می کند. از نظر و نگاه من در مقام خواننده آثار بنفشه حجازی، او علاوه بر همه کارهایی که انجام داده، به طور اخص کارشناس یک حوزه است، که اسم آن را می گذارم کارشناس تاریخ عفونت یا عفونت تاریخی. شاید کسانی معترض شوند که ما تا کنون چنین شاخه ای در تاریخ نداشتیم و از این پس هم نخواهیم داشت. اما اگر کمی فرصت داشته باشم، می گویم که داریم و آن هم چه فراوان، اگرچه به طور رسمی جایی شناخته نشده است. عفونت از عفن می آید، عفن هم آن طور که در یکی از لغتنامه های عربی به فارسی آمده است، یعنی چرک، گندیدگی، پوسیدگی و کپک زدگی (آذرتاش، آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی- فارسی، انتشارات فرهنگ معاصر، تهران ۱۳۷۹، ص ۴۴۶.) بنفشه حجازی در رشته اصلی کارش که در این سالها پیگیرانه ادامه داده است، نیشتر برداشته و آن را در این عفونت تاریخی فرو کرده است، بی آنکه از نتایج آن به خود بیم و نگرانی راه دهد. آخر ما در جامعه ای زندگی می کنیم که هنوز گروههای قدرتمندی هستند که ممکن است این چرک و عفونت نیشتر زده را بردارند و به صورت کسانی بپاشند که در حقیقت اندامها و تنشان از این عفونت در رنج است: یعنی، زنان. به سبب اینکه هنوز هستند بسیاری از مردان که با همان ذهنیت تاریخی به زن نگاه می کنند و در قضاوتهاشان بر چرکهای این عفونت تاریخی اضافه می کنند.

کسانی مانند بنفشه حجازی که کار بررسی متون تاریخی را با هدف کشف و شناسایی نگاه به زن و شناخت ریشه های تاریخی تبعیض جنسیتی و زن ستیزی پیشه خود ساخته اند، در حقیقت خود دارند یک کار تاریخ ساز می کنند. برای قرنها ما چشممان را به این عفونت انباشت شده در پیکر جامعه بسته بودیم. اما در چند دهه اخیر به سبب تغییرات در مناسبات اجتماعی و تلاشهای جدی چند نسل از زنان برای استیفای حقوق برابر زنان با مردان، نگاهی در بین محققان این عرصه شکل گرفته است مبنی بر اینکه باید ریشه های زن ستیزی را در تاریخ خودمان خوب بشناسیم تا بتوانیم راه درمان این عفونت را پیدا کنیم. به اعتقاد این گروه از محققان نیشتر زدن به این عفونت یعنی باز کردن سر یک دمل چرکین و به تماشا گذاشتن آن که قدم اول در کسب آگاهی اجتماعی در مسیر جنبش زنان است. از این وضعیت نباید هراسی به دل راه داد، چون این خود مقدمه ای برای درمان همیشگی عفونت تاریخی در پیکر جامعه ماست. در این مورد به خصوص می خواهم درباره کارهای او که به موضوع زنان پرداخته است چند نکته را یادآوری کنم.

بنفشه حجازی کار مطالعات تاریخی زنان را با کتاب «زن به ظن تاریخ» شروع و در اوایل دهه ۱۳۷۰ این کتاب را منتشر کرد. ادامه کار و مجلدات بعدی نشان داد که او مطابق یک نقشه راه که بیست سال زمان برده، کار مطالعات زنان را در بستر تاریخ ایران گسترش داده است، زیرا در دهه ۱۳۸۰ چندین عنوان کتاب در این زمینه منتشر کرد که در این میان پنج عنوان از این کتابها در یک مسیر متصل تاریخی به کشف جایگاه زنان در تاریخ ایران می پردازد. این پنج عنوان کتاب به بررسی جایگاه زنان در پنج دوره تاریخی از عهد باستان تا پایان دوره قاجار اختصاص می یابد. نخستین کتاب از این مجموعه که «به زیر مقنعه » نام دارد از سده نخست تا آغاز دوره صفوی را در برمی گیرد؛ « ضعیفه »، کتاب دوم، به بررسی جایگاه زنان در دوره صفوی می پردازد؛ «زن تاریخ»، کتاب سوم، جایگاه زن از عهد باستان تا پایان دوره ساسانیان را بررسی می کند؛ چهارمی، « تاریخ هیچکس»، بررسی جایگاه زن ایرانی در عصر زندیه و افشاریه را در برمی گیرد و کتاب پنجم که « تاریخ خانمها» است، به بررسی جایگاه زنان در دوره قاجار می پردازد. هر پنج عنوان این کتابها دو جنبه متفاوت دارند: از یک سو نویسنده آنها می خواهد که چهره فرهنگی و اجتماعی زنان را از پس غبارهای تاریخی بروبد و در برابر مخاطب امروزی عیان کند، و این درست نقطه مقابل آن دمل چرکین است که او، از دیگر سو، می خواهد با نیشتر زدن به ذهنیت مردسالارانه که انباشته از گندیگی و فساد نسبت به جنس زن است چشمان ما را در برابر واقعیتها باز کند. در هر دو حالت بنفشه حجازی می خواهد ما را به خودمان بشناساند و چقدر خوب هم این کار را انجام می دهد. در بررسی هر پنج کتاب متوجه می شویم که او سعی بسیار کرده است که چیزی را از قلم نیندازد و با مقوله بندی درست هر یک از این کتابها دو جنبه از کاری را که هدف اصلی اش بوده است بشکافد. در این کتابها ما هم با چهره فرهنگی زنان آشنا می شویم و هم در مقابل آن با چهره جنسی زنان و همچنین چهره اجتماعی آنان. در چهره اجتماعی و جنسی زنان است که عفونت تاریخی ذهنیت مردسالارانه عیان می شود و خواننده می فهمد که علت وضعیت اسفبار زن، در اینکه چیزی جز عورات و ناموس نامیده نمی شدند، به همین عفونت تاریخی برمی گردد.

ارزش این کار بنفشه حجازی از آنجا روشنتر می شود که او برخلاف بسیاری از محققان و پژوهندگان این عرصه که کارشان را با ترجمه متون فرنگی شروع و سعی کردند نظریه ها و نگرشهای فمینیستی را به زبان فارسی در دسترس جامعه قرار دهند، از همان آغاز و تالیف «زن به ظن تاریخ» راهی متفاوت در پیش گرفت. او در مسیر کار خود متوجه شد که اگرچه شناخت نظریه های فمینیستی و تاریخ اجتماعی جنبش زنان از منظر جهانی مهم و صد البته کاری واجب و شایسته است، اما اگر قرار است که خود را در این مسیر بشناسیم، باید ریشه های فرهنگی نگاه پدرسالارانه به زنان را در جامعه و تاریخ خود کشف کنیم. در جامعه ما این نگاه آن چنان با تحقیر همراه است، که اسمی جز عفونت نمی توان برآن گذاشت. چنان که هربار این کتابها را برمی دارم و بخشهایی از آنها را می خوانم، ناخودآگاه دچار هراس و تهوع می شوم. تهوع از اینکه به من جنس زن در تاریخ پدرسالارانه چطور نگاه شده است. برای روشن شدن سخن، از نویسنده در یکی از همین کتابها نقل می کنم که:

صاحب مجمع التواریخ نیز در شرح قلم دادن به دست ….، پس از فحاشیهای بسیار چون ضعیفه مفسده، ضعیفه فتانه قطامه، رباعی ذیل را می آورد و در خلال این ماجرا فرصت را برای عمومیت بخشیدن فساد به همه زنان از دست نمی دهد:

آدم ز بهشت یاقت نقصان از زن
یوسف به ته چاه به زندان از زن (!؟)
سیمرغ به کوه قاف پنهان از زن
صد ملک سلیمان شده ویران از زن
(حجازی، بنفشه، ضعیفه: بررسی جایگاه زن ایرانی در عصر صفوی، نشر قصیده سرا، تهران ۱۳۸۱، ص ۲۸.)

این شمه ای از نگاه به جنس زن در تاریخ اجتماعی ما است. هرچه تبهکاری و ویرانی در جهان است و صد البته صد ملک سلیمان با دست ما زنان ویران شده است. این نگاه هنگامی است که به زنان همچون یک شیء واره جنسی نگاه نمی شود. اما هنگامی که قرار است به ما زنان به چشم شیء واره ای جنسی نگاه شود، تمامی این چیزها که درباره ما سروده و گفته شده است فراموش می شود و باز به گفته بنفشه حجازی در بخش دیگری از همان کتاب(همان، ص ۱۴۹.)،

همین سلطان در هر سال سه روز قدغن می کرد که مردها از خانه های اصفهان بیرون نیایند و «نازنینان طناز و زنان ماهروی پرناز و دختران گلرخسار سرو بالای ماهروی پرناز و دختران گلرخسار سرو بالای سمنبر و لعبتان سیم اندام بلورین غبغب، کرشمه سنج، عشوه گر با کمال آراستگی در بازارها برسردکانها و بساط شوهران بیایند و بنشینند. و ایشان با محرمان حریم خود به تماشای بازارها و کاروانسراها و قیصریه بیایند. آن زنان و دختران بر دکانها و حجره ها و بساطها با ناز و غمزه نشسته و همه را منتفع می نمودند و از حسن و جمال ماهرویان و مشکین مویان و گلرخان و سرو قدان و شوخ چشمان و سیب غبغبان و انار و نسرین بدنان و شکر لبان و شیرین سخنان و پرنازان و طنازان، تمتعها می بردند.

«هر زن و دختری را که آن فخر ملوک می پسندید و تحسین می فرمود، اگر آن زن شوهردار بود و این خبر به شوهرش می رسید، آن را طلاق می گفت و پیشکش آن زبده ملوک می نمود و آن افتخار تاجداران آن جمیله را به قانون شرع انور تصرف می نمود و او را با احسان و انعام باز به طریقه شرع انور مرخص می فرمود و باز به قاعده منهاج مستقیم به خانه شوهر خود می رفت و همچنین اگر دختر جملیه ای را به خوبی وصف می فرمود چنین می نمودند.»

و لازم به ذکر است که در هر چرخشی که در کارهای این محقق ارزنده تاریخ زنان می یابیم، این عفونت چهره ای دیگر به خود می گیرد و از کلام و اظهار نظر و اظهار فضل پدرسالارانه در تاریخ اجتماعی این سرزمین پا فراتر می گذارد، و در پی نیشتر زدن به مناسبات عفونی ای است که جان و جسم دختران و زنان را در معرض تاراج و فروش قرار می داد. برای نمونه او در یکی دیگر از آثارش چنین آورده است:

در عشر سوم جمادی الاولی 1315 حکومت کرمان و بلوچستان به آصف الدوله غلامرضا خان شاهسون مرحمت شد. از قرار مذکور آصف الدوله و کسانش در آن سال در کرمان تعدی بسیار نمودند و [او] از بابت مالیات چنان اجحاف به اهالی کرمان کرد که عوض مالیات دخترهای خود را به یکی دو تومان می فروختند و به آصف الدوله می دادند. (حجازی، بنفشه، تاریخ خانمها: بررسی جایگاه زن ایرانی در عصر قاجار، نشر قصیده سرا، تهران ۱۳۸۸، ص ۲۶۴.)

همان طور که می بینیم، در هر قدم که با این کتابها پیش می رویم، بیشتر با چهره پدرسالارانه روبرو می شویم و در حقیقت این رفتارها همگی حکایت از رنج عظیمی است که به زنان در تاریخ جامعه ما رفته است. و به گفته خود نویسنده او همه این تلاشها را کرده است که از گم شدن رنج تاریخی زنان جلوگیری کند(حجازی، بنفشه، تاریخ هیچکس: بررسی جایگاه زن ایرانی در عصر افشاریه و زندیه، نشر قصیده سرا، تهران ۱۳۸۵، ص۱۶.).

در پایان با درودی که از جان و دل برای بنفشه حجازی دارم، از طرف خودم در مقام یک زن و یک خواننده آثار او این تشکر خاص را دارم که بنفشه جان! ممنون ! کار سختی انجام داده ای، نیشتر را بر این چرک و عفونت فرو کرده ای، تا فرزندان جامعه ای که در آن زندگی می کنیم، در زمانی که دور نیست، تمامی آثار این فساد و تبهکاری را پاک کنند!

مرتبط
– فیلم بنفشه حجازی و پژوهشگری: از سختی‌ها آسانی ساختن برای ما

بنفشه حجازی پژوهشگر برجسته تاریخ زنان ایران

کتابخانه مجازی صدیقه دولت آبادی این فیلم را در بزرگداشت پژوهشگر برجسته حوزه زنان، بنفشه حجازی، و به خاطر بیش از سی سال پژوهش در حوزه زنان و آثار متعدد و بسیار ارزشمند او در این زمینه تهیه کرده است. قرار بود فیلمی باشد شامل اظهار نظر دیگران، خوانندگان آثارش که البته شعر و ادب و پژوهشگری گسترده تر را دربر می گیرد. اما مستند این جا نه درباره خودش که فقط و فقط ۲۶ دقیقه روایت او درباره سیر کارش، و خطاب به پژوهشگران جوان، است. بنفشه حجازی شخصیتی نامی است و در ضمن نخستین پژوهشگر زن پس از انقلاب در حوزه زنان است. اما برای او نخستین یا آخرین بودن مهم نیست، مهم این است که خوانندگان جوان او با تلاش و مداومت جای خود را در جامعه بیابند و بدانند که کی هستند و چه مسیری را باید در پیش گیرند.

مقاله تاریخ عفونت یا عفونت تاریخی از زیر قلم بنفشه حجازی نوشته ناهید میرحاج در همین بخش که مروری است بر این سلسله پژوهش های بنفشه حجازی به مناسبت همین بزرگداشت نگاشته شده است.

بنفشه حجازی نخستین کتاب مجموعه ۶ جلدی بررسی تاریخی زنان، «زن به ظن تاریخ»، را در ۱۳۷۰ منتشر کرد، که به معنی ۵ سال فیش برداری و سپس برنامه ریزی های بعدی بود تا، چنان که خود می گوید، به دنبال آن سال ها به بررسی تاریخ حیات اجتماعی زن در ایران بپردازد. فهرست کتاب های پژوهش زنان او، از جمله ۶ جلد بررسی تاریخی، از این قرار است (توضیح: آخرین جلد تحقیقش مربوط به تاریخ زنان ایران در دوران معاصر که در این فهرست نیامده، در انتظار مجوز ارشاد است):

  • تاریخ خانمها : بررسی جایگاه زن ایرانی در عصر قاجار. قصیده سرا، ۱۳۸۸
  • تاریخ هیچکس؛ بررسی جایگاه زن ایرانی در عصر زندیه و افشاریه. تهران، قصیده سرا، ۱۳۸۵
  • زن تاریخ :بررسی جایگاه زن از عهد باستان تا پایان دوره ساسانیان. تهران، قصیده سرا، ۱۳۸۵
  • چند کلمه از مادرشوهر: بررسی جایگاه زن در امثال حکم و اشعار عامیانه زبان فارسی. تهران، فرزان روز، ۱۳۸۵
  • زنان ترانه؛ بررسی حضور زن در ترانه‌ها و اشعار عامیانه. تهران، قصیده سرا، ۱۳۸۴
  • تذکره اندرونی: شرح حال و شعر شاعران زن قرن سيزدهم تا پهلوي اول. تهران، قصیده سرا (و) روشنگران، ۱۳۸۳
  • تاج الرّجال: رابعه عدویه. تهران، شالیزار، ۱۳۸۲
  • ضعیفه؛ بررسی جایگاه زن ایرانی در عصرصفوی. تهران، قصیده سرا، ۱۳۸۱
  • به زیر مقنعه؛ بررسی جایگاه زن ایرانی از قرن اول تا عصر صفوی. تهران، نشر علم، ۱۳۷۶
  • زن به ظن تاریخ؛ بررسی جایگاه زن در ایران باستان. تهران، شهر آب، ۱۳۷۱

وب سایت خانم حجازی از سال 2008

مرتبط:
تاریخ عفونت یا عفونت تاریخی از زیر قلم بنفشه حجازی

معرفی کتاب: سرگذشت ندیمه

سرگذشت ندیمه i

نویسنده مارگارت اتوود ii

ترجمه سهیل سمی
تهران انتشارات ققنوس ۱۳۸۷

naghd

تا دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی معمولا وجود نابرابری میان زنان و مردان از طریق تفاوت­های جامعه­پذیری کودکان در خانواده، در مدارس و سپس در محیط­های کاری توصیف می­شد. این دلایل اما علت اصلی جامعه­ پذیری متفاوت را توضیح نمی­داد. در دهه 70 نظریه­پردازی­ها در مورد دلایل وجود نابرابری مطرح شدند. نگاه گروهی از فمینیست­ها متوجه تغییرات در شرایط اجتماعی – اقتصادی بود و با قبول این­که در دوران ابتدایی زندگی بشر نابرابری میان دو جنس وجود نداشت، علت وجود تبعیض و نابرابری را تغییرات اجتماعی به ­خصوص اقتصادی در نظر گرفتند. بدین ترتیب، در صورتی که تغییراتی که منجر به نابرابری شده بود از میان می­رفت، امکان رسیدن به جامعه­ای برابر وجود داشت. گروه دیگر نگاه خود را به تفاوت­های زیستی میان زنان و مردان معطوف کردند و به ­خصوص بر قابلیت باروری زنان تاکید کردند. این دیدگاه که به عنوان دیدگاه رادیکال شناخته می­شود از جانب شولامیت فایراستونiii مطرح شد و انتقادی سخت به قابلیت باروری زنان بود.iv
»» معرفی کتاب: سرگذشت ندیمه

تن نمایی انتقام هویت زدایی / آتوسا راوش

امر وانموده، کتاب خانم آتوسا راوش، سال گذشته از کتابخانۀ صدیقۀ دولت آبادی تقدیرنامه گرفت، چون در چرخ دنده های سانسور گیر کرد و امکان توزیع گسترده نیافت و برای خیلی ها دسترسی به آن ممکن نبود. خانم راوش در این مقاله سعی می کند تا با استفاده از روشی که آمارتیا سن در کتاب هویت و خشونت در بیان علل گرایش به خشونت در برخی هویت ها، از جمله گروه های مذهبی و قومی، بکار می برد به پاسخ به این سؤال که چرا آرایش کردن و به ظاهر خود خیلی رسیدن در میان زنان ایرانی رواجی گسترده دارد دست یابد.

لازم نیست خیلی اهل آمار و ارقام باشی تا بدانی میزان استفاده از لوازم آرایش در ایران به رقم های نجومی رسیده و سود و سرمایه ای که از این تجارت پر سود به جیب واردکنندگان سرازیر می شود سر به فلک می زند. کافی است تنها مسافر متروی تهران باشی تا ببینی روزانه چه حجم وسیعی از زیورآلات و لوازم آرایش تنها در یک نقطه از شهر به فروش می رسد. حال انبوه مغازه ها و پاساژها و دستفروش های کنار خیابان و جمعه بازار و یکشنبه بازار و غیره و غیره به کنار. سؤالی که گاهی ذهن را به خود مشغول می دارد علت گرایش رو به تزاید زنان و دختران جوان به آرایش، جراحی زیبایی و سایر مظاهر نمایاندن خود به دیگران است. علت افزایش گرایش به زیبا شدن و زیبا نمایاندن ظاهر در میان زنان و دختران ایرانی چیست؟ »» تن نمایی انتقام هویت زدایی / آتوسا راوش

خلاصه‌ای از بحث ختنه زنان به بهانه کتاب تراژدی تن

فاطمه کریمی

در همه جوامع بشری از دیرباز روش های مختلفی به منظور خشونت علیه زنان و کنترل بدن زنان به علل گوناگون به کار گرفته شده است. بسیاری از این روش های اعمال خشونت بر علیه زنان، «نهادینه» شده و گاهی نیز این روشها به صورت سنت درآمده و قداست یافته اند. یکی از مهمترین این نوع خشونت ها، «ختنه زنان» یا عمل «قطع آلت تناسلی زنان» است.

قطع آلت تناسلی زنان یکی از مسائلی است که در دو دهه اخیر از سوی مجامع ملی و بین المللی مورد توجه قرار گرفته است. ریشه ها و علل بروز این پدیده در تمامی جوامع بشری به دور از در نظر گرفتن نوع سیستم حکومتی که در جای خود می تواند نقش مؤثری ایفا کند برخواسته از فرهنگ و مناسبات حاکم بر جامعه است.

 در آوریل ۱۹۷۹، بحث قطع آلت تناسلی زنان وارد مباحث سازمان ملل شد و لزوم توجه به مناطقی که این عمل در آن به اجرا در می آید، در دستور کار سازمان ملل قرار گرفت. از این تاریخ به بعد، بحث ختنه زنان به سرعت در سطح ملی و بین المللی گسترش یافت و بر ضرورت جلوگیری از این عمل با بهره گیری از آموزش عمومی مردان و زنان، اعضای سازمان های بهداشتی و رهبران اجتماعات محلی تأکید شد.

 طی عمل مذکور، طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی، بخش هایی از آلت تناسلی زنان (کلیتوریس، لب های کوچک و بزرگ) به دلایل مختلف غیر پزشکی قطع یا بریده می شود.

دلایل مختلفی از قبیل ورود به بزرگسالی، کاهش میل جنسی، پیشگیری از انتقال بیماریهای جنسی، نظافت و… برای انجام عمل قطع آلت تناسلی زنان عنوان شد اما دلیلی که بیشتر بر روی آن تأکید شده، کاهش میل جنسی زنان است.

روشن است که عمل قطع آلت تناسلي زنان به ويژه قطع كليتوريس بر بهداشت جنسی و باروری زنان اثری منفی دارد. آثار روانی از قبیل ترس، کابوس، اضطراب و… ناشی از این عمل و ضایعات ایجاد شده در اندام های تناسلی زنانه بسیار عمیق بوده و در اغلب موارد غیرقابل جبران است. کلیتوریس کلیدی است برای ایجاد عملکرد طبیعی تمایلات جنسی زنان و قطع آن موجب سرد شدن روابط جنسی، نداشتن ارگاسم، آمیزش دردناک و… می شود. با روشن شدن مضراتعمل قطع آلت تناسلي زنان و مسائل مختلفی که زنان طی این عمل با آن روبرو می شوند و همچنین فهم و درک تجربه زنان طی عمل مذکور، اهمیت و ضرورت بررسی این مسئله آشکار می شود.

طبق گزارشاتی که در سال ۲۰۰۱ توسط یونیسف انتشار یافت، عنوان شده است که اصل و منشاء این عمل ناشناخته است، آغاز آن به قبل از اسلام و مسیحیت بر می گردد، در هیچ یک از کتب مقدس (تورات، انجیل و قرآن) ذکری از این عمل به میان نیامده است، با این وجود، عمل مذکور، در بین مذاهب، فرهنگ ها و قومیت های مختلف رواج دارد.

آمارها همچنین حاکی از آن است که در حدود ۱۳۰ تا ۱۶۰ میلیون زن و دختر در این کشورها دستخوش چنین ستمی شده اند، سالانه 2 میلیون نفر دیگر در معرض روبرو شدن با اين عمل قرار دارند و روزانه ۶۰۰۰ نفر به این آمارها اضافه می شوند.

در هیچ یک از گزارش های انتشار یافته از سوی سازمان های بین المللی اشاره ای به ختنه زنان در ایران نشده است و این مسئله از سوی بسیاری از فعالین اجتماعی پنهان بود. در چنین شرایطی کتاب تراژدی تن، حاصل پژوهشی است که با هدف شکستن سکوت از عمل قطع آلت تناسلی زنان و روشن ساختن زوایای پنهان این پدیده نگاشته شده است و در آن به بررسی تجربه زیسته زنانی که تحت عمل فوق قرار گرفته اند، پرداخته است. پژوهش فوق در شهرستان پاوه واقع در استان کرمانشاه در خلال سال های ۱۳۸۸ – ۱۳۸۶ صورت گرفته است.

Review: Women, Power and Politics in 21st Century Iran

Published: April 2012
Extent: 218 pages
Binding: Hardback
Imprint: Ashgate

See on Amazon
 
Edited by Tara Povey, University of Sydney, Australia and Elaheh Rostami-Povey, University of London, UK
This book examines the women’s movement in Iran and its role in contesting gender relations since the 1979 revolution. Looking at examples from politics, law, employment, environment, media and religion and the struggle for democracy, this book demonstrates how material conditions have important social and political consequences for the lives of women in Iran and exposes the need to challenge the dominant theoretical perspectives on gender and Islam. 
»» Review: Women, Power and Politics in 21st Century Iran

معرفی کتاب: خدمتکار، نوشته کاترین استاکت، ترجمه هدیه تقوی، نشر البرز، تهران، 1389

نوشته: شهلا اعزازی

خدمتکار ” رمانی در مورد امریکای اوایل دهۀ 60 قرن بیستم است. در این دهه اتفاقات مهمی در دنیای غرب رخ داد که تاثیر خود را بر سایر کشور ها نیز گذاشت. داستان کتاب در مورد زنان سیاه پوستی است که در خانه زنان سفید پوست خدمتکار هستند و هم چنین از فرزندان آنان نگهداری می کنند. سیاه پوستان برای تامین زندگی خود ناچار به کار کردن به عنوان خدمتکار در خانۀ سفید پوستان بودند و امکانات برای اشتغال به کار های غیر خانگی بسیار محدود بود. در این دوره هر چند که سیاه پوستان به حقوقی دست یافته بودند اما هنوز در بخش های جنوبی تفکیک نژادی به شدت اعمال می شد. نه فقط مناطق مسکونی دو نژاد از یکدیگر جدا بود بلکه قواعد شدید دیگری نیز در زمینۀجدایی بین آنان وجود داشت، مانند بیمارستان های جداگانه، معالجه نشدن سیاهان توسط پزشک سفید پوست و برعکس، سوپر مارکت های جداگانه برای دو نژاد و همچنین مسئلۀ بحث برانگیز کتاب، یعنی وجود توالت های جدا برای افراد سیاه و سفید، که تحت عنوان ” تامین بهداشت خدمتکار خانگی” [The home Help Sanitation] مطرح می شود. روابط میان دو نژاد تحت قواعد مشخصی قرار داشت که تخطی از آن ها جرم محسوب می شد. مجازات ها در مورد سفید پوستان با برچسب هایی مانند دوستدار سیاهان و سپس طرد آنان از جامعه سفیدها و در مورد سیاه پوستان از طریق رفتارهای خشن کوکلوس کلان ها و همچنین افراد معمولی جامعه صورت می گرفت.

گذشته از مسائل مربوط به مخالفت با تبعیض نژادی، که در جنبش حقوق مدنی انعکاس یافت، در همین دهه با جنبش های دیگر نیز رو به رو بودیم که یکی از مهم ترین آنان جنبش زنان و موج دوم فمینیسم است. کتاب، نه تنها به شرح مسائل نژادی می پردازد بلکه، از آن جا که از زبان سه زن بیان می شود، اولا چگونگی زندگی زنان امریکایی طبقه متوسط سفید را شرح می دهد و، از طرف دیگر، به صورت مشخص انتقاداتی را که فمینیسم سیاه از موج دوم کرد نشان می دهد.

داستان کتاب از زبان سه زن ارائه می شود. “اسکیتر” دختر جوانی است که به تازگی کالج را تمام کرده است و آرزوی خبرنگار شدن یا نویسنده شدن یا هر دو را در سر دارد. اسکیتر در تلاش برای نویسندگی ایدۀ مصاحبه با زنان خدمتکار سیاه و نوشتن کتابی در این باره را انتخاب می کند. هر چند که باید در نظر داشت که ایده در ابتدا متعلق به یک جوان سیاه پوست بود. او، با آن که در شهر جکسونِ می سی سی پی بزرگ شده، فاصله نژادی را چندان درک نکرده است و گمان نمی کند که چنین عملی تا چه اندازه می تواند برای او و همچنین دیگران مشکل آفرین باشد. اسکیتر که به دنبال یافتن موضوعی مهم می گردد که دیگران به آن بی توجه اند، پس از تلاش بسیار قادر می شود توجه ناشری را ( زنی یهودی ) در مورد نوشتن کتابی دربارۀ مسائل زنان سیاه پوست خدمتکار از زبان خود آنان جلب کند. این زن تنها بدین دلیل حاضر به کمک می شود که زمانی فرد دیگری او را در راه رسیدن به هدف خود کمک کرده بود، و می دانست که حضور زنان در دنیای تحت سلطۀ مردان به تنهایی و بدون کمک دیگری مشکل است. رمان در مورد چگونگی مصاحبه هایی که اسکیتر می خواهد انجام دهد، و مشکلات و خطرات مربوط به برقراری ارتباط با زنان سیاه در مواردی گذشته از مسائل مربوط به کارهای خانه داری است .

دو زن دیگری که داستان از زبان آنان بیان می شود هر دو، با ویژگی های کاملا متفاوت، خدمتکار هستند. “ایبی لین” زن میانسالی است که تنها پسر خود را در تصادف اتوموبیل از دست داده و تنها زندگی می کند. او خود را بیشتر پرستار کودک تا خدمتکار در نظر می گیرد. او علاقۀ شدیدی به کودکان دارد، هر چند که می داند این کودکان بزرگ که شدند مانند مادران خود خواهند شد. بنابراین، تا زمانی که به گفتۀ او کودکان کوررنگ هستند و هنوز به تفاوت رنگ پوست توجهی ندارند از آنان مراقبت می کند و پس از رشد آنان به دنبال شغل دیگری خواهد بود. ایبی لین، هر چند که به ظاهر زن سر براه و صبوری است و در مقابل سفید پوستان مقاومت نمی کند، این شجاعت را دارد که برای تغییر دادن شرایط نخستین خدمتکار سیاهی باشد که به مصاحبه با اسکیتر تن دهد.

“مینی”، زن خدمتکار دیگری است که، بر عکس ایبی لین، به قول خودش زبانش دراز است و تن به درخواست های غیرمنطقی نمی دهد. اما، از آن جا که بهترین آشپز شهر بود یا رفتار او تحمل می شد، یا اگر اخراج می شد به سادگی شغل دیگری به دست می آورد. مینی دارای همسری معتاد به مشروب الکی و هم چنین سه فرزند است. هر چند که مینی در رابطه با کارفرمایان خود درخواست غیر منطقی را تحمل نمی کند اما خشونت های شوهر الکلی خود را تحمل می کند.

گذشته از راویان داستان، که سه زن هستند، کتاب در مجموع خود در مورد زنان است. زنانی در سنین متفاوت، مذاهب متفاوت، رنگ پوست متفاوت و موقعیت اجتماعی متفاوت. شخصیت های مهم کتاب جملگی زن هستند. مردان به صورت حاشیه ای مطرح می شوند و نقش مهمی در کتاب ندارند، هرچند حاشیه ای بودن آنان به معنای نداشتن تاثیر بر زندگی زنان نیست.

گذشته از کمرنگ بودن مردان درکتاب، فضا و مکان رمان زنانه است. آشپزخانه مهم ترین مکانی است که شخصیت های کتاب در آن هستند، فعالیت های روزمرۀ خانه داری مانند نظم و نظافت منزل، خرید، بچه داری و آشپزی مهم ترین وقایعی اند که شخصیت های سیاه پوست با آن ها در ارتباط هستند. از طرف دیگر، مشغولیات زنان سفید پوست بازی بریج، رفتن به باشگاه، برگزاری جشن های خیریه و البته ازدواج است. هر چند وقایع مهمی در محدودۀ زمانی داستان – سال 1963 – اتفاق می افتد، مانند کشته شدن رئیس جمهور وقت ایالات متحده، جان کندی، و راهپیمایی معروف مارتین لوترکینگ، در سطح ملی، یا وقایعی در سطح منطقه ای مانند کتک زدن جوانی سیاه از طرف سفید پوستان، و تخریب ماشین سیاه پوستان به دلیل رفتار های خلاف، اما جکسونِ می سی سی پی سعی می کند به زندگی خود مانند گذشته ادامه دهد. معهذا، وقایع خارج بر زندگی افراد وتفکر آنان تاثیر دارد، کسانی که نمی توانند با شرایط جکسون زندگی کنند شهر را ترک می گویند، اما در عین حال آنانی که در شهر باقی می مانند نیز رفتارهایی خلاف عرف آن زمان ارائه می دهند.

در دهۀ 1960 میلادی، و درست در همان سال 1963، یکی از نخستین آثار فمینیستی، کتاب ” رمز و راز زنانه “، نوشتۀ بتی فریدانi منتشر شد. او با توجه به شرایط زندگی زنان طبقۀ متوسط آمریکایی از “مشکل بدون نام” نام برد؛ مشکلی که برای زنان تحصیلکردۀ آمریکایی که ازدواج کرده بودند پیش می آمد. در رمان ” خدمتکار” شرایط آن دوران به خوبی منعکس است. در این دوران ایده ال زندگی ازدواج بود و حتی تحصیلات کالج امکانی برای یافتن شوهر مناسب به شمار می رفت. اگر امکان ازدواج پیش می آمد چشم پوشی از تحصیلات طبیعی بود، مانند دوستان اسکیتر که قبل از پایان تحصیلات ازدواج کردند. شخصیت اصلی داستان، اسکیتر، از طرفی عشق و علاقۀ زیادی به داستان نویسی داشت و بدین علت در تمام دوره چهار سالۀ کالج، که بدون داشتن دوست پسری سپری شد، در اطاق خود مشغول نوشتن تکالیف دانشگاه یا داستان های کوتاه بود، و از طرف دیگر او هم در آرزوی داشتن دوست پسری بود تا همیشه به تنهایی در مجامع عمومی ظاهر نشود. “اگر چه آرزو می کردم که پسری از من تقاضای رفتن به مسابقۀ فوتبال کند ولی بزرگترین آرزویم آن بود که بتوانم چیزی بنویسم که مردم از خواندن آن لذت ببرند.” ( صفحۀ 98 )

مادر اسکیتر، هم چنین دوستانش، نیز در تلاش برای آشنا کردن او با مردان جوان بودند. گفتۀ مادر این بود که، ” قضیه اینه که تو باید خودت را در شرایطی بذاری که با مردها ملاقات کنی،” یا “تو بیست و سه سالته و من وقتی هم سن تو بودم کارلتون را داشتم،” (صفحۀ 95 ) “دختر من چهار سال آزگار می ره کالج، حالا چی نصیبش شده؟ یه مدرک… اون فقط یه تکه کاغذ خوشگله،” (صفحۀ 92 ) و در صورت آشنایی با مردی جوان اسکیتر می بایست به نصیحت مادر خود گوش دهد و آرزوی خود برای آینده را چنین توصیف کند، داشتن “بچه های تپل و سالم، یک شوهر مهربان، و لوازم جدید و مدرن آشپزخانه تا با آن ها غذاهای خوشمزه” (صفحۀ 278 ) بپزند. این در حالی بود که هیچ یک از این زنان دست به آشپزی نمی زدند و خدمتکار سیاه پوست برای آنان غذاهای خوشمزه می پخت و از فرزندان شان مراقبت می کرد.

پس از ازدواج نیز انتظار عموم بر این بود که زن خود را وقف آرزوها و امیال شوهر کند. اسکیتر، که در این جامعه دودل مانده است، زمانی که وارد محفلی می شود که دوستانش مشغول تماشای بازی فوتبال اند از خود سؤال می کند، ” دلم می خواست بدانم که آن خانم ها واقعا به فوتبال علاقه داشتند یا فقط برای جلب توجه شوهرانشان ادای فوتبال دوست ها را در می آوردند.” (صفحۀ 143 ) اگر مردان وارد فعالیت سیاسی شوند وظیفۀ زنان حمایت از این فعالیت هاست و جلوگیری از هر نوع رفتاری که به فرصت های آیندۀ سیاسی همسر صدمه بزند. آنان، نه تنها از شوهران خود مراقبت می کردند که بحثی برخلاف افکار عمومی بر زبان نیاورند، بلکه از برقراری رابطه با آن دوستان خود که رفتارشان می توانست به زیان آراء انتخاباتی باشد سرباز می زدند و با استفاده از راه کارهای نامرئی آنان را در شهر و در حیطۀ دوستان طرد می کردند. هر چند که در این میان با زنانی هم رو به رو می شویم که سعی می کنند زندگی خود را تغییر دهند. نمونه هایی مانند دوستی که با وجود داشتن همسر و فرزندان سعی در ادامۀ تحصیل دارد، یا دختری که با فردی “یه فعال حقوق ضد تبعیض نژادی” ارتباط برقرار می کند. ولی نمونۀ مشخص رفتار نامتعارف با اخلاق جامعۀ جکسون “سِلیا” است؛ دختری فقیر که نه تنها با نامزد سابق یکی از اهالی شهر ازدواج کرده و بدین علت از ابتدا طرد شده است، بلکه با نوع لباس پوشیدن و آرایش خود تفاوت آشکاری با دیگران دارد و بدین جهت در باشگاه و انجمن های خیریه جایی ندارد. اشاره ای کوتاه به دو نمونه از شخصیت ها نیز جالب است.

“سِلیا فوت” یکی از جذاب ترین چهره های کتاب است. زنی که به لحاظ پیشینۀ خانوادگی فقیر نوع رفتار متفرعانه با خدمتکار را بلد نیست. زنی که هر چند رؤیای آمریکاییِ داشتن فرزندان را در سر می پروراند و، چون در اثر ازدواج از امکانات رفاهی برخوردار شده، تمایل دارد که در فعالیت های خیریه شرکت کند، اما فاصلۀ نژادی را نمی شناسد. طرز لباس پوشیدن و آرایش او مانند مریلین مونرو است و حتی مینی خدمتکار او را زنی احمق و دیوانه تصور می کند. رفتار سِلیا با بقیه تفاوت دارد، او با خدمتکار دست می دهد، به او نوشیدنی و قهوه تعارف می کند، غذای خود را با مینی در آشپزخانه می خورد، حتی موقع غذا خوردن قسمت خوب غذا را به مینی تعارف می کند، و علاوه بر آن به خدمتکار خود به چشم دوست نگاه می کند. “می دونی من خیلی خوش شانس هستم که دوستی مثل تو دارم، مینی.” و پاسخ مینی با نگاهی چپ چپ چنین بود، ” نه خانم، ما با هم دوست نیستیم” (صفحۀ 367). اما، سِلیا که به نوعی به خاطر شباهتش به مریلین مونرو، و لباس های تنگ وکوتاهی که می پوشد، برای مردان و زنانِ جکسون مظهر سکس است، جایی در جامعۀ جکسون ندارد.

“هیلی” نمونۀ زن مطلوب آن زمان آمریکا با تفکرات نژاد پرستانه و تفکیک نژادی است. او گردانندۀ اجتماعات زنان در جکسون است و زنان دیگر جذب او می شوند. اوست که تصمیم می گرد چه کسی در گروه بازی بریج باقی بماند و چه کسی طرد شود. طرح جداسازی توالت ها در خانه نیز از ابتکارات اوست. او همسری خوب و مادری مهربان است. از توان مدیریت بالایی برخوردار است و از کلیۀ امکانات استفاده می کند تا همسرش، که در کتاب بسیار کمرنگ دیده شده، در فعالیت های سیاسی خود موفق گردد. هر چند که به علت اتفاقاتی که می افتد بتدریج موقعیت ممتاز خود در جامعه را از دست می دهد.

آن چه که در کتاب “رمز و راز زنانه” مطرح بود تنها در برگیرندۀ زنان سفید پوست تحصیلکردۀ طبقۀ متوسط بود. زنان سیاه پوست، با مشکلات خاص زندگی خود، تبعیض نژادی، و هم چنین نوع زندگی بسیار متفاوت آن ها با زندگی زنان سفید پوستی که خدمتکاری شان را می کردند، در “رمز و راز زنانه” جایی نداشتند. مشکلات آنان باید از زبان خودشان شنیده می شد، مشکلی که با مشکل بدون نام زنان سفید پوست تفاوت داشت. آنان هر روز در خانۀ دیگری کار می کردند، از فرزند یا فرزندان او نگهداری می کردند و در این میان فرزند خود را یا به یکی از اقوام می سپردند یا تحت سرپرستی فرزندان بزرگتر قرار می دادند. اما، در خانه ای که به همه کارش رسیدگی می کردند، حق نداشتند غذای خود را در یخچال بگذارند یا حتی حق خوردن غذا در داخل آن خانه را نداشتند. گذشته از مزد ساعتی حقوقی برای آنان وجود نداشت، به علت پایین بودن دستمزد با وجود کار سنگین همیشه مشکل مالی داشتند، و هر وقت که ارباب خانه می خواست می توانست با تهمت دزدی زدن به خدمتکار او را اخراج کند، و همچنین امکان یافتن کار دیگری را نیز از او بگیرد. در واقعیت، اگر برده داری به صورت رسمی لغو شده بود، به صورت غیر رسمی وجود داشت.

مشکل آن جا بود که حتی زنان فمینیست آن دوران نیز به مسائل زنان سیاه پوست توجهی نداشتند و راه رهایی زنان را در انجام کار معنادار می دیدند، در صورتی که زنان سیاه برای گذران زندگی مشغول انجام کارهای ناچیز خانه داری و بچه داری بودند.

خواهری بحث دیگری بود که در فمینیسم موج دوم مطرح شد. و در ابتدا، از مفهوم خواهری برای نمایش پیوندی میان زنان بحث می شد که نمایشگر این امر بود که کلیۀ زنان، بدون توجه به موقعیت اجتماعی، طبقه، نژاد، مذهب و عوامل دیگری که در زندگی اجتماعی مطرح هستند، زیر سلطۀ مرد سالاری قرار دارند، و مشکل اساسی مردسالاری است. بعد ها انتقاداتی که صورت گرفت بیشتر بر تفاوت های میان زنان تاکید کرد و، بخصوص در مورد زنان سیاه، مشخص کرد که در مورد آنان هم تبعیض نژادی و هم مرد سالاری در ستم دخالت دارند.

نکتۀ مهمی که در “خدمتکار” وجود دارد نمایش هر دو نوع ستم بر زنان است، هر چند که تاکید بیشتر بر تفاوت میان آن ها است. در این زمان خواهری میان اسکیتر و زنان خدمتکار دیده نمی شود. اگرچه زنان خدمتکار از جزئیات زندگی زنان سفید پوست آگاه هستند، اما از بیان مسائل خود برای آنان خودداری می کنند. اربابان شان، نه تنها چیزی در مورد آنان و مشکلات شان نمی دانند، بلکه تمایلی نیز به دانستن ندارند. حتی تا آن حد از واقعیت به دوراند که نمی توانند هویتی برای خدمتکار خود خارج از محدودۀ زندگی ارباب سفید در نظر گیرند و قادر به تصور این که خدمتکار دارای هویتی جدا از نقش خدمتکار و زندگی مستقل با شادی ها و مشکلات خود باشد نیستند. باید این را هم در نظر گرفت که خدمتکار نیز برای محافظت از خود از دادن هر نوع اطلاعی به آنان خودداری می کند. رمان خدمتکار به خوبی نا آگاهی سفید پوستان را از زندگی خدمتکاران خود نشان می دهد؛ حتی اسکیتر نیز، که در همان شهر رشد کرده و توسط خدمتکاری سیاه که او را بسیار هم دوست می داشته بزرگ شده است، اطلاعی از زندگی آنان و قواعد حاکم بر زندگی اجتماعی ندارد. تنها پس از گفتگو با خدمتکاران به جزئیات رفتارشان دقت می کند. ” او ( خدمتکار خانه ) قهوه را جلوی من و روی میز گذاشت. فنجان را به دستم نمی داد. ایبی لین می گفت که همه باید همین کار را بکنند، چون اگر قهوه را به دست کسی بدهند، ممکن است دست هاشان به هم برخورد کند. به یاد نداشتم که کنستانتین چطور آن کار را می کرد.” (صفحۀ 399 )

از طرف دیگر، رمان سوء ظن خدمتکاران را نسبت به اسکیتر و گمان بر سوء استفادۀ او از داستان های خدمتکاران را نشان می دهد. “نگاهش کن. یه سفید پوست دیگه که می خواد از قبل سیاه پوست ها پول در بیاره،” (صفحۀ 424) و “فکر می کنی کسی این چیز ها را می خونه؟” هر چند که زنان خدمتکار از ایدۀ بیان مشکلات خود احساس خوبی داشتند، ولی شک و تردید همیشه باقی بود. “چرا فکر می کنید سیاه پوست ها به کمکتون احتیاج دارن؟! اصلا چرا به چنین چیزی اهمیت می دین؟ شما سفید پوست هستین.” (صفحۀ 267 ) ارتباط میان این افراد تنها در اثر رخ دادن وقایعی خارجی امکان پذیر می شود. وقایعی که به یقین با راه پیمایی مارتین لوترکینگ که در همان زمان انجام گرفت در ارتباط است. اما یکی از علل رضایت دادن زنان به انجام مصاحبه رفتارهای تحقیر آمیز و تبعیض نژادی زنان سفید پوست دیگر در مورد خدمتکاران سیاه شان بود. هر چند، در پایان کتاب، رابطۀ جدیدی میان این زنان شکل می گیرد، اما هنوز نمی توان از تفاوت های زندگی آنان و آینده چشم پوشی کرد.

برخی مباحث دیگر جنبش زنان نیز، هر چند به صورت حاشیه ای، در کتاب وجود دارد که نمایشگر تغییراتی است که در افراد رخ می دهد. خشونت خانگی و کتک خوردن که تا زمانی تحمل می شد به رها کردن شوهر و آغاز زندگی نو انجامید. فشار های جامعۀ سفید پوستان بر خدمتکار باعث رو آوردن او به نوع جدیدی از زندگی شد. زنانی که برخلاف افکار عمومی با خدمتکار خود رابطه ای صمیمی و حمایتی داشتند در مقابل رفتار های نژاد پرستانه ایستادگی کردند، و حتی ایدۀ ازدواج به عنوان مهم ترین آرزوی زندگی نیز در طول کتاب رنگ می بازد .

یکی از ویژگی های مثبت کتاب در زبان انگلیسی قدرت نویسنده در استفاده از لهجه های مختلف است تا تفاوت گفتار میان دو نژاد مشخص گردد. در ترجمۀ فارسی البته این ویژگی خاص از بین می رود و تنها در بخش مربوط به خدمتکاران از زبان محاوره استفاده شده است.

این کتاب در سال گذشته (1390) دوباره با همین عنوان، به ترجمۀ شبنم سعادت و توسط نشرافراز، منتشر شده است:

دربارۀ نویسنده:

کتاب خدمتکار نخستین رمان کاترین استاکت است که در سال 2009 به چاپ رسید. کاترین استاکت 43 سال پیش در شهر جکسون، ایالت می سی سی پی، به دنیا آمد و خانواده اش دارای یک خدمتکار افریقایی آمریکایی بود که و این زن او را بزرگ کرد. رمان خدمتکار او نیز در مورد خدمتکاران افریقایی آمریکایی است که در اوایل دهۀ 60 برای خانواده های سفید پوست کار می کردند. در دهۀ 60 میلادی جنبش زنان و موج دوم فمینیسم در حال شکل گیری بود و برخی از مباحث مطرح برای فمینیسم در آن دوران و سال های بعد را می توان در این رمان پیدا کرد. استاکت پنج سال وقت صرف نوشتن کتاب کرد، و زمانی که آن را برای چاپ نزد ناشرهای مختلف فرستاد در حدود 60 انتشارات از چاپ آن سر باز زدند، تا سرانجام ناشر زنی برای چاپ کتاب موافقت خود را اعلام کرد. در مدت کوتاهی خدمتکار به کتابی پر فروش تبدیل شد و برای بیشتر از 100 هفته در لیست پر فروش ترین های نیویرک تایمز قرار داشت. کتاب، در سی و پنج کشور و، غیر از فارسی، به سه زبان منتشر شده است. تیت تیلور، دوست دوران کودکی استاکت، فیلمی نیز براساس همین رمان ساخت که جایزۀ اسکاری نیز، به علاوۀ جوایز مهم دیگر، دریافت کرد.

معرفی کتاب: قلب نامرئی: علم اقتصاد و ارزش های خانوادگی، نوشته نانسی فولبر، ترجمه حسن گلریز، نشر نی، 1388.

نوشته شهلا اعزازی

اکثر کتاب هایی که در مورد خانواده نوشته می شوند نگاه خود را به مباحث جامعه شناسی یا روانشناسی معطوف می کنند و کمتر به رابطه میان اقتصاد و خانواده یا، آن گونه که نویسنده کتاب قلب نامرئی، نانسی فولبر، مطرح می کند، بازار رقابتی و خدمات مراقبتی در خانواده می پردازند. نانسی فولبر اقتصاد دانی است که حوزه مورد علاقه او مطالعه وقت و تلاشی است که افراد صرف مراقبت از یکدیگر می کنند. در این زمینه هم آثار متعددی دارد.

فولبر در قلب نامرئی فعالیت های مراقبتی را از دو دید مورد مطالعه قرار می دهد، فعالیت هایی که زنان به عنوان مادر در رسیدگی به فرزندان انجام می دهند و هم چنین مراقبت هایی که باز هم به صورت عمده بر دوش زنان است و از سالمندان و بیماران صورت می گیرد . او در مقدمه کتاب خود به دو نکته اشاره می کند، اول این که تا قبل از دوره جدید زنان دارای امکان دیگری به غیر از ازدواج برای تامین زندگی خود نبودند. بدین جهت دختران و زنان زیر سلطه پدر یا شوهر قرار داشتند. دوم، بسیاری از اندیشمندان بحثی را تحت عنوان عوالم متفاوتمطرح می کردند که تحت آن تفاوت زنان از مردان را در این امر می دیدند که مردان موجوداتی به فکر منفعت شخصی هستند، و این ویژگی در زنان وجود ندارد. در مقابل، زنان فرشته درون خانه هستند که بر اساس نوع دوستی فعالیت می کنند و با وقف کردن خود برای شوهران و فرزندان قادر به حفظ تمدن موجود هستند. بدین علت اصولا در علم اقتصاد توجهی به زنانی که در عرصه خصوصی قرار داشتند نشد .

کتاب قلب نامرئی از سه بخش تشکیل شده است. بعد از مقدمه که در آن توضیحاتی در مورد دلایل تالیف کتاب ارائه می دهد، در بخش یکم که به اقتصاد شناسی مراقبت از دیگران اختصاص یافته به نظریه های اقتصادی نگاهی انداخته می شود. بخش دوم، حکومت خوب، به بررسی نحوه تکامل روابط میان خانواده و دولت اختصاص یافته است، و بخش سوم که به آینده نگاه دارد تاثیر فزاینده رقابت بین المللی و عواقب آن برای خانواده و دولت را بررسی می کند .

در بخش اول توضیحی در مورد علت انتخاب عنوان قلب نامرئی داده می شود. دست نامرئی نماینده نیروهای عرضه و تقاضا در بازارهای رقابتی به تعبیر آدام اسمیت است. در مقابل، قلب نامرئی نماینده ارزش های خانوادگی محبت، مسئولیت و معامله به مثل است. دست نامرئی راجع به دستاورد های مادی و قلب نامرئی راجع به مراقبت از دیگران است. فولبر ادعا می کند که اگرچه اقتصاد دانان دست نامرئی را مهم شمردند اما قلب نامرئی را جدی نگرفتند، و برای اثبات ادعای خود در بخش یکم نگاهی به نظریه های اقتصادی دارد.

یکی از اصول بازار رقابتی که از طرف آدام اسمیت مطرح شد وجود دست نامرئی جهت کنترل در بازار رقابتی بود. در یک بازار رقابتی هر فردی بر اساس نفع شخصی خود عمل می کند، پیروی از نفع شخصی نه فقط برای فرد اقتصادی دارای نتایج مثبت است بلکه دارای نتایج مثبت برای جامعه نیز هست. فولبر معتقد است که پیروی از نفع شخصی تنها برای مردان امکان پذیر بود و زنان در طول تاریخ امکان انتخاب و پیروی از نفع شخصی را نداشته اند.

مردان بر اساس نفع شخصی در بازار های رقابتی بر اساس شرایط زیر فعالیت می کردند. در یک بازار رقابتی فروشندگان و خریداران بسیاری وجود دارند که رابطه دراز مدتی بین آنان بوجود نمی اید و درمبادله ای که بین آنان جریان دارد هریک در صدد افزایش نفع شخصی خود از طریق کسب سود است. تنها مسئله مهم برای آنان چانه زنی بر سر قیمت و مقدار کالاست. هر چند که این شرایط درباره بسیاری از کالاها و خدمات صدق می کند اما برای مراقبت از دیگران کافی نیست. در صورتی که برای وظایف مراقبتی که تقریبا همیشه بر عهده زنان است، هیچ یک از عوامل فوق صدق نمی کند. رابطه بین دو فرد دراز مدت است و در این رابطه نفع شخصی فرد در مراقبت از فرزند یا سالمند نامشخص است. می توان بر احساس مسئولیت فرزندان در برابر والدین سالمند خود تاکید کرد، اما با توجه به شرایطی که برای خانواده ها بوجود آمده ، تعداد کم فرزندان و امکان مهاجرت برای کسب مشاغل، فرد مراقب چگونه می تواند به مراقبت از خود توسط فرزندان اعتماد داشته باشد. در مراقبت هر چند که از خود گذشتگی وجود دارد اما تضمینی برای تناسب میان هزینه و سود نیست، مبادله اقتصادی با مبادله مراقبتی یکسان نیست.

فولبرهم چنین به دو اصل اقتصادی که جان لاک مطرح کرده نیز انتقاد می کند. از نظر لاک برای اقتصاد نخست فرد باید مالک خود باشد و کسی بر او سلطه نداشته باشد و دوم، شخص باید بتواند مالک محصول کار خود باشد. در این مورد نیز فولبر مطرح می کند که این اصول اقتصادی تنها درباره مردان و نه زنان صدق می کند، زیرا در آن زمان زنان زیر سلطه پدران و بعد شوهران خود بودند. در آن دوران زنان امکان دسترسی به تحصیل یا ایجاد کسبی پر درآمد را نداشتند؛ تنها دارای حق انتخاب میان تجرد یا تاهل بودند، هر چند که در این مورد نیز چندان آزادی عمل نداشتند. از طرف دیگر زنان بر تنها محصول کار خود که فرزندان آنان بودند نیز سلطه ای نداشتند.

فولبر با ارائه مثال جالبی چگونگی طرز تفکر اندیشمندان آن دوران را نشان می دهد. ادام اسمیت در رابطه با نفع شخصی چنین عنوان کرده بود که این لطف قصاب، نوشابه ساز یا نانوا نیست که غذای ما فراهم می آید بلکه آنان نفع شخصی شان را در این کار می بینند.” فولبر مطرح می کند که این قصاب، نوشابه ساز یا قصاب نیست که غذای ادام اسمیت را آماده می کند، بلکه همسر یا مادر اوست و سؤال می کند که آیا او هم در آماده کردن غذا نفع شخصی دارد؟ سؤالی که فولبر معتقد است ادام اسمیت با شنیدن آن سکته می کرد. زیرا نفع شخصی فقط برای فضاهای غیر شخصی بازار مطرح می شود و برای خانواده اصول اخلاقی مطرح است .

بخش دوم به روابط میان دولت و خانواده می پردازد. در این بخش نگاه نویسنده قلب نامرئی متوجه برنامه های رفاه اجتماعی از طرف دولت است. دولت رفاه اجتماعی از طرف محافظه کاران مورد انتقاد قرار می گیرد و با اصطلاح دولت دایه وار از دست دادن هویت دولت را با اجرای برنامه های رفاه اجتماعی به چالش می کشند. فولبر معتقد است که تضعیف خانواده ناشی از رشد برنامه های رفاه اجتماعی نبوده بلکه برعکس رشد بازار رقابتی را مسبب این امر میداند. زیرا اکثر برنامه ها همچون تلاشی برای تقویت وابستگی های خانوادگی و بهبود امنیت اقتصادی خانواده ها شروع شدند اما چون ارزش های خانوادگی پر هزینه هستند همیشه میان مردان و زنان و همچنین میان ثروتمندان و فقرا مجادله ای میان این امر که چه کسی باید این هزینه ها را بپردازد وجود داشته است.

در ابتدا او توضیحی در مورد اهمیت کار دستمزدی برای زنان و رها سازی آنان از مشکلاتی که داشتند و همچنین از لحاظ تاریخی برخوردی را که مردان با زنان متاهل شاغل در پیش می گرفتند توضیح می دهد. از دید این افراد وظیفه مهم زن رسیدگی به امور خانه و مادری است. در قسمتی دیگر به دلایلی که برنامه های رفاه اجتماعی مطرح شدند اشاره می کند. او از دولت دایه وار (دولت رفاه) و برنامه های آن مانند بیمه بازنشستگی و بیکاری، بهداشت، یارانه آموزش و پرورش، قوانین کار و تامین اجتماعی نام می برد. در این بخش نگاه فولبر متوجه برنامه های رفاه اجتماعی، کشمکش های مربوط به رفاه اجتماعی و هزینه ها ی این برنامه است. در اثر وجود برنامه های رفاه اجتماعی، دولت چک ماهانه رفاه را پرداخت می کرد، طرح هایی برای دوران سالمندی، چگونگی بهداشت و سلامت و حتی در مورد آموزش کودکان برنامه ریزی می کرد. بدین ترتیب در بسیاری از موارد مسئولیت از خانواده به دولت منتقل شد .حمایت های دولت در هر زمینه باعث شد که گروهی به مخالفت برخیزند و اصلی را که مالتوس هم مطرح کرده بود بار دیگر بیان کنند، یعنی این که کمک نکردن به فقرا به نفع آنان و به نفع جامعه است.

فولبر در این بخش با ارائه دلایل و شواهد متعدد از کشورهای اروپایی و امریکا نظرات موافق و مخالف رفاه اجتماعی را بررسی می کند و در مورد رفتارها ی مراقبتی در خانواده، رسیدگی و مراقبت از فرزندان و هم چنین رسیدگی و مراقبت فرزندان از والدین سالمند بحث می کند. و مطرح می کند که توسعه بیمه های اجتماعی ممکن است سبب کاهش انگیزه افراد خانواده برای کمک به یکدیگر باشد، اما از طرف دیگر عدم ارائه کمک های دولتی می تواند به رنج بیشتر برای کودکان و نیازمندان بینجامد .

یکی از بزرگترین انتقادات به برنامه های رفاه به از هم گسستگی خانواده مربوط می شود و هم چنین این امر که برنامه های رفاهی باعث افزایش درصد خانواده های زن سرپرست شده اند، در نتیجه درخواست هایی برای سخت تر شدن طلاق مطرح می شود. او بر تضادی که در اثر حمایت دولت از زنان خانه دار و هم چنین اهداف مرد سالارانه جهت نگاه داشتن زنان در خانه و به دور از رقابت کاری با مردان بوجود می اید تاکید می کند آن را توضیح می دهد. نتیجه گیری فولبر در بخش دوم به صورت عمده متوجه این مسئله است که خانواده ها و بازار هیچ یک به تنهایی قادر به فراهم کردن خدمات مراقبتی مورد نیاز ما نیستند، حمایت های دولتی و خصوصی به جای این که جایگزین یکدیگر شوند باید مکمل یکدیگر باشند.

فولبر در بخش سوم کتاب نگاه خود را متوجه جهانی سازیمی کند و معتقد است که مجادلات مربوط به جهانی سازی همان تنش های آشنای میان دستاوردهای فردگرایی و مراقبت از دیگران را در معرض دید می گذارند. افزایش مبادلات بین المللی منجر به بهبود سطح زندگی در پاره ای از مناطق و از طرف دیگر باعث تضعیف کارکرد مردم سالارانه بازارها شده و برخی وجوه نابرابری را تشدید می کند. این بخش با یک سناریوی خیالی اغاز می شود که یک شرکت – ملت که در جزیره ای وجود دارد و اعلام می کند که شهروندان این کشور همه دارای شغلی با حقوق بالا می شوند اما باید تحصیلات عالی داشته باشند، دارای سلامت باشند، دارای فرزند نبوده و سن آنان زیر 50 سال باشد. ضرورت سکونت در جزیره هم برای آنان وجود ندارد اما اگر مریض شوند، دارای وابستگانی شوند و یا سن آنان از 50 سال بیشتر شود حق شهروندی به خودی خود از آنان سلب می شود. به عبارت دیگر شرکت – ملت از همه قابلیت های افراد استفاده می کند بدون آن که برای پرورش یا مراقبت از آنان هزینه ای متحمل گردد. این مثال خیالی نشانی از رقابت بی حد و حصر بین المللی است که در آن حداقل کردن هزینه های مراقبت دیده می شود.

در بخش های بعدی فولبر این سناریوی خیالی را با واقعیت انطباق می دهد. قوانین مهاجرت در امریکا و کانادا به مهاجرانی که دارای تحصیلات بالا هستند و این کشور ها هزینه ای برای آنها نکرده اند امتیاز می دهد ( فرار مغز ها یا مهاجرت نخبگان تحصیلکرده ). در عین حال فولبر مقایسه ای میان شرایط زندگی مهاجران قانونی، مهاجران موقت، مهاجران غیر قانونی و مهاجران مجازی، یعنی آنانی که با استفاده از فضای مجازی فعالیت می کنند، انجام می دهد. همچنین شرایط زنان نیز برای استفاده از کمک های مراقبتی مطرح می شود. اکثر شرکت ها تمایلی به استخدام زنان متاهل ندارند. او همین طور به استفاده از پرستاران خارجی برای مراقبت از فرزندان اشاره دارد، (دایه های خارجی ).

سپس او با ترسیم شرایط ناشی ازجهانی سازی، یعنی جهانی که افراد از هر گونه تکلیف اجتماعی مبری بوده ، جهانی فاقد عشق و دوستی و جهانی که در ان همه چیز خرید و فروش می شود و به طور ساده جهانی که فاقد هرگونه مفهوم جماعت است، به واکنش محافظه کاران اجتماعی وهمچنین بنیادگرایان مذهبی می پردازد که راه حل مبارزه با این شرایط را بازگشت زنان به نقش سنتی خود می دانند. اشارات او هم به درخواست های بنیاد گرایی مذهبی است و هم به درخواست هایی که در امریکا مطرح می شود که بر طبق آن زنان باید مطیع مردان باشند.

پس از ارائه توضیحات و شواهد زیاد از شرایط جهانی شدن او به دو راهی که نظام جدید پیش پای افراد می گذارد اشاره دارد. برگشت به جامعه پدر سالار که در آن زنان اجبارا وظیفه مراقبت از دیگران را بر عهده می گیرند، یا دنیایی که هر کس به فکر خویش است و کسی وظیفه مراقبت از دیگری را بر عهده نمی گیرد. درهمین بخش از سه جهت گیری برای تغییر نام می برد که ایجاد فضای سیاسی تازه ای را امکان پذیر می سازد، سوسیالیسم بازاری (سرمایه داری مردمی)، مردم سالاری مشارکتی و جهت گیری سوم مردم سالاری اجتماعی و پس از توضیح مزایا و معایب هر یک از روش ها پنج دستور العمل برای موازنه بهتر دست نامرئی بازار با قلب نامرئی خدمات مراقبتی از دیگران ارائه می دهد.

دستور العمل های او به طور خلاصه در بر گیرنده موارد زیرهستند: 1- رد این ادعا که درخانه یا در جامعه زنان باید از خود گذشته تر از مردان باشند 2- دفاع از ارزش های خانوادگی در برابر آثار تباه کننده نفع شخصی 3- مقابله با دشواری های بر قراری نظارت مردم سالارانه 4 – توسعه اقتصادی محبت آمیز تر و خردمندانه تر و 5 – توسعه و تقویت راه های پاداش دادن به خدمات مراقبتی .

نانسی فولبر کتاب را با زبانی ساده نوشته و خواندن آن بسیار جذاب و دلنشین است. او در لابه لای مطالب از خاطرات شخصی خود نیز نام می برد تا برای خواننده تاثیر سابقه زندگی اش بر شکل بخشیدن به دیدگاه های او روشن شود. گذشته از مطلب فوق اطلاعات زیادی از شرایط رفاه اجتماعی بخصوص در مورد امریکا را ارائه می دهد و در مواردی نیز به مقایسه آن با اروپا می پردازد .

کتاب قلب نامرئی در 344 صفحه منتشر شده، دارای بخش یادداشت ها و هم چنین نمایه است.

درباره نویسنده:

نانسی فولبر (متولد 1952) اقتصاددانی فمینیست است که کار پژوهشی او روی اقتصاد و خانواده، کار غیربازار و اقتصاد مراقبت متمرکز است. او استاد اقتصاد در دانشگاه ماساچوست امهرست است. در ضمن در 2002 به ریاست انجمن بین المللی اقتصاددانان فمینیست برگزیده شد، و از 1995 جزو ویراستاران مسئول نشریه فمینیست اکانومیست بوده است.

تمام توجه فولبر روی اقتصاد مراقبت متمرکز است و خود آن را چنین تعریف می کند، کاری که مستلزم ارتباط بر قرار کردن با اشخاص دیگر، و تلاش برای کمک به این است که نیازهای خود را برآورده کنند، فعالیت هایی مانند تر وخشک کردن بچه ها، مراقبت از سالمندان، رسیدگی به بیماران یا تدریس همه شکل هایی از کار مراقبت اند،و می افزاید که برای این کار می توان دستمزدی گرفت یا نگرفت.

فولبر یک وبلاگ دارد به اسم ‘Care Talk’به آدرس: http://blogs.umass.edu/folbre/

و با Economix blog نیویورک تایمز نیز همکاری دارد. آدرس این وبلاگ: http://economix.blogs.nytimes.com

علاوه بر مقالات، گزارش ها و فصل هایی از کتب متعدد، فولبر کتاب های زیر را نیز منتشر کرده است:

(with Randy Albelda and the Center for Popular Economics.) The War on the Poor: A Defense Manual. New York: The New Press, 1996.

(with James Heintz and the Center for Popular Economics). The Ultimate Field Guide to the U.S. Economy. New York: The New Press, 2000

The Invisible Heart: Economics and Family Values. New York: The New Press, 2001.

Family Time: The Social Organization of Care. New York: Routledge, 2004

Greed, Lust and Gender: A History of Economic Ideas. Oxford University Press, November 2009.